X
تبلیغات
انگل شناسی دامپزشکی
Veterinary parasitology
  گونه های اوسترتاژیا
|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در جمعه هفدهم خرداد 1392  |
 
انگل ماهی

لیگولا اینتیستینالیس فرم  نوزادی انگل در محوطه بطنی ماهیان (میزبان واسط) که شباهت زیادی با فرم بالغ دارد و در روده پرنده ماهی خوار (میزبان نهایی) کامل است علت به دلیل فرم بلیعدن ماهی است که در دهان پرنده بصورت کامل ان را قورت میدهد و طعمه را نمی جود.

|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در جمعه هفدهم خرداد 1392  |
  بیماریهای مشترك انسان و حیوانات



تاریخچه:

Tyzzerدرسال1907براساس مقاطع بافت شناسی روده موش که درآن انگل های متصل به سلول های اپیتلیال را مشاهده کرده بودبه توصیف ارگانیسم پرداخت. اونام این انگل کریپتوسپوریدیوم نهاد.خصوصیات پاتولوژیک این تک یاخته تامدت ها بعد،یعنی تاسال1955کهslavin کریپتوسپوریدیوم رابه عنوان عامل اسهال دربوقلمون معرفی کرد،ناشناخته مانده بود.درسال1976برای اولین باراسهال های کریپتوسپوریدیائی درانسان توسطnimeوهمکارانش وmeiselوهمکارانش دربیمارانی که سیستم ایمنی تضعیف شده ای داشتند گزارش شد.

جنس کریپتوسپوریدیوم:

کریپتوسپورید یا انگل های تک یاخته متعلق به زیر رده کوکسیدیا بوده و بسیاری از خصوصیات آنها شبیه ایزوسپورا و توکسوپلاسما است.قبل از شناسایی ایدز در سالهای 1980 کمتر از 10 مورد از عفونت انسانی کریپتوسپوریدیوزیس ، عمدتاً در بیماران دچار اختلالات سیستم ایمنی گزارش شده بود.به زودی مشخص گردید که عامل اسهالهای حجیم و آبکی شایع در مبتلایان به ایدز اغلب کریپتوسپوریدیوزیس است. ولی طغیان اسهال در کارکنان یک مرکز تحقیقات دامپزشکی که در زمینه کریپتوسپوریدیوم گوساله ها مطالعه می کردند به طرز غیر منتظره ای نشان داد که این تک یاخته قادر است در افراد باکفایت سیستم ایمنی نیز ایجاد بیماری کند.عامل ایجاد کننده این بیماری کریپتوسپوریدیوم پاروم می باشد.این انگل به عنوان پاتوژن حداقل در 40 پستاندار و انواع مختلفی از خزندگان و پرندگان مطرح می باشد. این انگل یک انگل داخل سلولی اجباری می باشد.

چرخه زندگی:

سیر تکاملی انگل فقط در یک میزبان طی می شود. به دنبال خوردن اووسیت هایی با دیواره ضخیم اسپوروزوئیت ها در داخل روده کوچک از داخل کیست در آمده و اسپوروزوئیت های آزاد شده در ناحیه میکروویلی های سلولهای روده ای میزبان (جایی که تولید مثل جنسی در آنجا باعث ایجاد تخم می گردد) وارد می شوند و بدین ترتیب سلولهای میزبان مورد تهاجم قرار می گیرند.حدود 80 درصد تخم های اووسیت های با دیواره ضخیم ایجاد می کنند که داخل سلولهای میزبان اسپوردار می گردند. اووسیت های مقاوم در شرایط محیطی از طریق مدفوع دفع می گردند و بدین وسیله عفونت میزبانهای دیگری را در صورت بلع آنها مبتلا می کند.

هر اووسیت اسپوردار حاوی 4 عدد اسپوروزوئیت بوده و فوق العاده در محیط طبیعی مقاوم بوده و به مدت چندین ماه زنده می مانند. اوزون دکلر تاثیری روی انگل نداشته و برای غیر فعال نمودن آن به میزان 90 درصد یا بیشتر، یک ppm اوزون برای مدت 5 دقیقه،3/1 ppm دی اکسید کلر برای مدت 60 دقیقه و 80 دقیقه از کلر و منوکلوآمین برای مدت 90 دقیقه لازم است.

راههای انتقال:

حیوان به انسان، انسان به انسان،آب، بیمارستان و مواد غذایی.

علائم بیماری:

علائم بیماری(بالینی) کریپتوسپوریدیوزیس در انسان بستگی به حالت ایمنی افراد داشته و موارد شدید آن در افرادی که سیستم ایمنی آنها دچار ضعف باشد اتفاق می افتد.در افراد با ایمنی طبیعی اسهال دیده می شود که خودبخود محدود می گردد.دوره کمون بیماری 6 تا 14 روز و طول دوره بیماری 9 تا 23 روز می باشد.در افراد با نقص ایمنی اسهال فراوان و آبکی که گاهی موکوسی بوده و بندرت خونی می باشد دیده می شود.درد شکمی،استفراغ،تهوع و تب نیز ممکن است مشاهده گردند ولی کمتر از اسهال معمول می باشند.دفع اسهال ممکن است تا 17 لیتر در روز اتفاق افتد.اگرچه تک یاخته عمدتاً محدود به روده کوچک،معده و کولون می شود ولی می تواند کیسه صفرا و مجرای لوزالمعده را نیز گرفتار کند.از دست دادن شدید مایعات بدن در نتیجه اسهال و استفراغ می تواند در بچه ها کشنده باشد.

تشخیص:

روش اصلی تشخیص،شناسایی اووسیت ها در آزمایش مدفوع است. برای رنگ آمیزی انگل،بعضی از انواع رنگهای اسیدفست اصلاح شده لازم است زیرا اووسیت ها کوچک بوده و شبیه مخمر می باشند. اگر تعداد اووسیت های دفعی زیاد نباشند،روش شناور سازی ساکروز یا تخلیظ فرمالین اتر یا فرمالین اتیل استات و سپس رنگ آمیزی توصیه می شود.البته می توان با استفاده از رنگ آمیزی گیمسا یا هماتوکسیلین ائوزین نیز به بررسی آنها پرداخت.تولید آنتی بادیهای IgG و IgM در اغلب بیماران و پس از یک عفونت حاد توسط الیزا و IFA قابل نشان دادن است، ولی به علت آنکه آنتی ژنهای مورد استفاده در این آزمایشات از گوساله های آلوده تهیه می شوند،انجام آنها به طور معمول صورت نمی گیرد،رنگ آمیزی اووسیت های دفعی به روش آنتی بادی فلوروسنت مستقیم و غیر مستقیم گزارش شده است ولی مواد آن به صورت تجارتی در دسترس نیست.

درمان:

اقلام متعددی از آنتی بیوتیکها و نیز سایر داروها به منظور درمان کریپتوسپوریدیازیس به کار رفته اند ولی هیچ کدام موثر نبوده اند.افراد نرمال مبتلا به این عفونت به هیچ گونه درمانی نیاز ندارند،چون عفونت این افراد خود محدود شونده است.میزبانهای مبتلا به ضعف سیستم ایمنی با استفاده از Spiromycin به میزان 1 گرم،سه بار در روز به مدت 2 هفته ممکن است موثر باشد. اما کمتر از نصف بیماران بهبودی مشاهده میشود هیچ کدام از داروهای معمول ضد تک یاخته ای (ضد کوکسیدیایی)در این مورد موثر نیستند.داروهای ضد اسهال از قبیلpectin - kaolin ،Diphenoxylate و داروهای مخدر یا پرهیز غذایی نیز در تخفیف علائم بیماری موثر نیستند.

پیشگیری و کنترل:

کریپتوسپوریدیوم انتشار جهای دارد. بنابراین پیشگیری از عفونتهای ناشی از این ارگانیزم کار مشکلی است.افراد شاغل در حرفه های دامپزشکی،پزشکی و آزمایشگاهی باید با استفاده از دستکش، روپوش و شستشوی دست پس از کار با مواد آلوده،از تماس با انگل اجتناب کنند.افراد آلوده باید احتیاطهای لازم در بیماریهای روده ای را رعایت کنند.وسایل و ابزارهای بالقوه آلوده باید در صورت امکان در اتوکلاو قرار گیرند و یا به مدت 30-20 دقیقه در حرارت 65 درجه سانتی گراد گذاشته شوند.اغلب ضد عفونی کننده های تجارتی بر اووسیت های کیپتوسپوریدیوم موثر نیستند و اووسیت ها در تماس با سفید کننده های قوی (هیپوکریت سدیم 5 درصد) یا آمونیاک با غلظت مصارف خانگی 10-5 درصد از بین می روند ولی همچنان که در طغیان 1993 میلواکی نشان داده شد کلر زدن به آب آشامیدنی در غلظت های معمول بر اووسیت ها بی اثر است.

در مورد آب های آشامیدنی مشکوک لازم است به مدت یک دقیقه جوشانده شود و یا از فیلترهایی با ذرات 1/0 تا 1 میکرون استفاده شود.

ممانعت از رفتن کودکان آلوده به مهد کودک تا زمان رفع اسهال نیز از راههای پیشگیری است.

|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392  |
 استرتاژیا

گونه های اوسترتاژیا (تلادورساژیا) عامل اصلی گاستریت انگلی  می باشد و به دلیل تغییردادن ساختار، PH و عملکرد شیردان با ایجاد اختلال در هضم آنزیمی مواد غذایی بویژه پروتئینها، سبب کاهش تولید شیر، پشم و وزن دام می گردد در نتیجه خسارت فراوانی به اقتصاد دامپروری وارد میسازند. لذا بررسی جنبه های مختلف این نماتود لوله گوارش از ضرورت های تحقیقاتی در انگل شناسی دامپزشکی است.

|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392  |
 ضايعات پاتولوژيك ايجاد شده توسط تك ياخته هاي داخل سلولي

نوع اسيب بافتي

سلول هاي درگير در ضايعه

محل  استقرار انگل

ميزبان

نام انگل

نكروز،ضخيم شدن روده ، نكروز كبدي و واكنش گرانولوماتوز

اپيتليوم روده و هپاتوسيت ها

سكوم(فرم تاژكدار)، كبد(فرم اميبي)

بوقلمون و ماكيان

هيستوموناس مله اگريديس

افزاش نفوذ پذيري ،از بين ميكروويلي ها (هايپرپلازي)

سلولهاي اپيتليوم روده

در روده باريك نشخواركنندگان و دستگاه تنفسي پرندگان

در پستانداران ، پرندگان، ماهي ها

كريپتوسپوريديوم

هايپرپلازي سلولهاي اندوتليال و تورم اندام ها

سلولهاي رتيكواندوتليال

احشا مثل كبد، طحال ، مغز استخوان

سگ، انسان

ليشمانيوز احشايي(كالاآزار)

جراحات پوستي و اسكار(طبقه خاردار پوست)

ماكروفاژ

 پوست

سگ ،جوندگان، انسان

ليشمانيوزپوستي

ليز شدن گلبول هاي قرمز، هايپرپلازي سلولهاي عضلاني

سلولهاي عضلاني و گلبول هاي قرمز

داخل گلبول قرمز خون، عضلات

خرس

اندوتريپانوزوم

از بين رفتن سلولهاي كبدي، بزرگي كبد، ليز شدن گلبول ها و كم خوني

هپاتوسيت هاي كبدي و گلبول هاي قرمز

كبد و گلبول هاي قرمز خون

انسان ، پريمات ها

پلاسموديوم انساني

چروكيده شدن پوست، ليز شدن گلبول هاي قرمز

فيبروبلاست ها، گلبول هاي قرمز خون

پوست ، خون

پرندگان( پرندگان مهاجر)

پلاسموديوم گاليناسئوم

هايپرپلازي ديواره عروق و هموليز گلبول ها

اندوتليال عروق و گلبول هاي قرمز

ديواره عروق كبد ، طحال، ريه

پرندگان اهلي و وحشي

لكوسيتوزون

هايپرپلازي ديواره عروق و هموليز گلبول ها

اندوتليال عروق و گلبول هاي قرمز

ديواره عروق و گلبولهاي قرمز

پرندگان (بخصوص كبوتر)

هموپرتئوس

تورم غدد لنفاوي كخ بادي لنفوسيتوز و هموليزگلبول ها

لنفوسيت ها و گلبول هاي قرمز

غدد لنفاوي و خون

نشخواركنندگان

تيلريا

هموليز گلبول قرمز (هموگلوبينما و هموگلوبينوري)

گلبول هاي قرمز

خون

نشخواركنندگان، تك سمي، گوشتخواران و جوندگان

بابزيا

خون ريزي، پتشي و اكيموز، از بين رفتن ميكروويلي ها در نواحي مختلف روده

اپيتليال روده و مجاري صفراوي

روده و مجاري صفراوي

پرندگان، نشخواركنندگان و جوندگان

ايمريا

ايجاد كيست (ماكروسكوپي،ميكروسكوپي) در عضلات

سلولهاي اندوتليال عروق، مونوسيت ها، فيبر هاي عضلاني

عضلات مخطط

علفخواران (ميزبانان واسط)

ساركوسيستيس

ايجاد كيست در نواحي مختلف بدن(اعصاب مركزي، عضلات، چشم)، سقط جنين

اعصاب مركزي( سلولهاي سفيد و خاكستري مغز) و فيبر هاي عضلاني، ماكروفاژها

مغز، نخاع، عضلات

اكثر پستانداران (ميزبان واسط)

توكسوپلاسما

ايجاد كيست در پوست ، چشم، مخاطات

ماكروفاژ ها،اندوتليال عروق، فيبروبلاست ها پوست

پوست و مخاطات

گاو،بز، اسب(معمول ترين ميزبانان واسط)

بسنوئيتيا

ايجاد كيست بافتي ، سقط جنين مكرر

سلولهاي سيستم عصبي (سلولهاي سفيد و خاكستري)، فيبر عضلاني

عضلات و اعصاب مركزي

گاو و سگ

نئوسپورا

نكروز بافت مغز ،فلجي اندام خلفي

در سيتوپلاسم سلولهاي عصبي، ماكروفاژها و سلول هاي عضلاني

اعصاب مركزي و گاها عضلات و كبد

اسب، اپوسوم

ساركوسيستيس نورونا

|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در شنبه دوم دی 1391  |
 بازرسي گوشت


بازرسي گوشت بازرسي قبل از كشتار در اين نوع بازرسي بايد حيوانات سالم از غير سالم تشخيص داده شود . اين بازرسي از حداكثر 24 ساعت قبل از كشتار تا چند دقيقه قبل از كشتار معمولا" در سالن انتظار ،‌در محلي كه دام ها آرام و درحال استراحت هستند ،‌انجام ميشود . اين بازرسي 50درصد عمليات بازرسي گوشت را شامل مي شود و علاوه بر اينكه كمك موثري در تشخيص بسياري و عوارض در هنگام بازرسي پس از كشتار مي نمايد ، تشخيص بعضي از بيماريها از جمله هاري ،‌كزار ، تب شير ،    (B.S.E) و بعضي مسموميت ها كه در لاشه هيچ علامتي ندارند و در بازرسي پس از كشتار قابل تشخيص نمي باشند را ممكن مي سازد . در بازرسي قبل از كشتار نيازي به مقيد كردن و معاينه دقيق دام ها نيست و معمولا" با مشاهده سالم بودن دام تشخيص داده مي شود . دام سالم سرحال و كنجكاو بوده و داراي چشم هاي براق موهاي صاف و پوزه مرطوب مي باشد . نشخوار مي كند و بدنش داراي تقارن دو طرفه است .ترشحي از بيني ،‌دهان ، چشم ،‌واژن و مقعد ندارد و تنفش طبيعي و آرام است . اما دام غير سالم بيحال است و چرت مي زند ، نشخوار نمي كند و معمولا" علائمي از بيماري مثل اسهال ، نفخ ،‌عطسه يا سرفه ،‌لنگش ،‌ترشحات چركي يا خوني از دهان ،‌بيني،‌مقعد يا واژن ،‌عدم تعادل ،‌لاغري شديد ،‌تنفس غير طبيعي و .... را نشان مي دهد . دربازرسي قبل از كشتار دام ها به سه دسته تقسيم مي شوند . 1- دام هاي سالم كه جهت كشتار روانه كشتارگاه مي شوند . 2- دام هاي داراي عوارض و بيماري هاي غير مهم مثل  موضعي ، شكستگي ها ،‌تورم پستان بدون تب ،‌آبسه هاي موضعي و سطحي .... اينگونه دام ها بايد جهت كشتار به كشتارگاه اضطراري فرستاده شوند ودر صورت عدم وجود كشتارگاه اضطراري بايد در آخر خط كشتار ،‌كشتار شوند . 3- دام هاي تب دار و دام هائي كه داراي عوارض و بيماريهاي عفوني و خطرناكي مثل يرقان ، شاربن ،‌هاري ،‌مسموميت ،‌كزاز ،‌طاعون ،‌لاغري شديد ، شاربن علامتي ، اغماء‌و .... هستند ،‌اينگونه دام ها بايستي درمان شده يا معدوم گردند و به هيچ عنوان نبايد به داخل خط كشتار فرستاده شوند . توجه : دامي كه به تازگي به آن دارو تزريق شده ،‌نبايد كشتار شود و در صورتيكه دربازرسي قبل از كشتار تشخيص داده شود بايد از ذبح دام جلوگيري نمود و با تحقيق نوع دارو را مشخص كرد و با توجه به نوع دارو ، ذبح دام را چند روزي به تاخير انداخت و در صورتي كه پس از كشتار متوجه تزريق دارو به دام شديم ،‌انجام آزمايشات مربوطه قضاوت نهائي را مشخص مي نمايد . بسياري از بيماري ها در بازرسي قبل از كشتار تا حدودي قابل تشخيص هستند ،‌از جمله شاربن، شاربن علامتي ،‌بعضي تومورها ،‌پنوموني حاد ، تب شير ،‌ليستريوز ،‌شبه هاري،‌هاري ،‌كزار ،‌ديفتري گوساله ها ،‌آبله گاوي ،‌اسهال هاي عفوني ،‌آرتريت و عفونت هاي سم ،‌جفت ماندگي ،‌عفونت پستان و رحم،‌لاغري شديد ،‌سل ،‌بعضي مسموميت هاي گياهي يا شيميائي ،‌يرقان ، جرب يا گال ،‌قارچ هاي پوستي ، عفونت هاي ناي و بيني گاوان (IBR)تب نزله اي بدخيم (MCF)،‌تب برفكي (FMD)و.... بازرسي بعداز كشتار 1-    قبل از پرداختن به بازرسي پس از كشتار لازم است گزارش معاينات قبل از كشتار ملاحظه شود . 2-  اين بازرسي بايد بلافاصله بعد از كشتار انجام شود ،‌چون اگر  از كشتار دام بگذرد عضلات لاشه سفت شده و بازرسي آن مشكل مي شود . 3-    درموقع بازرسي قسمتهاي مختلف هردام شامل لاشه،‌سر واحشاء‌بايدمشخص بوده و همراه هم در اختيار بازرس قرار گيرند. 4-  در صورتي كه در محل بازرسي براي تامين روشنائي از لامپ استفاده مي شود بايد از انواعي استفاده شود كه تغييري در رنگ لاشه و احشاء ايجاد ننمايد . 5-  در حين بازرسي بعد از كشتار بايد از ايجاد برشهاي بي مورد و اضافي در لاشه خودداري شود ،‌زيرا اين امر باعث ورود ميكرب ها به داخل لاشه و آلودگي آن مي شود . 6-  در كشتارگاه بايد آب گرم و سرد پر فشار جهت شستشو وجود داشته باشد ، آب گرم بايد 80درجه سانتي گراد حرارت داشته باشد ،‌زيرا در اين حالت چربي ها شسته شده و بسياري از ميكروب ها از بين مي روند همچنين بايد در قسمت هاي مختلف كشتارگاه دستشوئي و صابون جهت شستشوي دست و وسائل كارگران وجود داشته باشد . 7-  قسمت هاي آلوده كشتارگاه مثل محل نگهداري پوست و احشاء‌،‌محل تخليه محتويات شكمبه و روده ها ،‌حمام و توالت بايد خارج از سالن اصلي كشتارگاه تا آلودگي به داخل كشتارگاه راه نيابد . 8-  كيست ها و آبسه ها نبايد روي لاشه برش داده شوند زيرا لاشه را آلوده ميكنند در صورت لزوم لمس شوند و بعد از جدا شدن از لاشه برش داده شوند .عمليات بازرسي پس از كشتار شامل مشاهده ،‌ملامسه ، بوئيدن ( در موارد ضروري و بي خطر مثل بوي ادرار بوي استن  و ..... )‌و برش دادن است . بازرسي قلب 1-    مشاهده سطح پريكارد جهت پربكارديت ، آبسه ، كيست ،‌و تومورها 2-    برش طولي بطن هاي چپ و راست و ديواره بين دو بطن به ويژه جهت سستي سركوس بويس نكات مهم وقابل توجه 1-    وجود خونريزي پتشي روي اپي كارد ،‌معمولا" نشانه بيماري هاي تب دار ميباشد 2-  در بطن چپ دام سالم در صورتي كه خونگيري خوب انجام شده باشد خون وجود ندارد وجود خون لخته شده در بطن چپ نشانه خستگي ،‌تب ، نارسائي شديد قلبي ، مسموميت و يا اغماء‌دام در هنگام كشتار و يا خونگيري ناقص پس از كشتار است . 3-  شل بودن عضله قلب هنگام بازرسي نشان دهنده بيماريهاي عفوني تب دار ،‌خستگي ,يا بيماري هاي مزمن تحليل برنده مي باشد . بازرسي كبد 1- مشاهده و ملامسه كبد به ويژه جهت اكتينوباسيلوز ،‌آبسه و كيست هيداتيد 2-برش مجاري صفراوي جهت انگلهایی مثل فاسيولا هپاتيكا,ديكروسليوم,لينگواتولاسراتا ومرحله لاروي انگل ازوفاگوستوموم 3- برش پارانشیم كبد مخصوصا" جهت سيسي سركوس بويس   4- برش غدد لنفاوي پورتال بازرس دستگاه گوارش 1-    ملامسه نگاري ( رتيكولوم ) جهت جسم خارجي TRP 2-    برش غدد لنفاوي مزانتر در مناطقي كه بيماري سل وجود دارد و نيز جهت بيماري يون 3- مشاهده روده ها جهت انتریت (‌روده ها متورم و پرخون مي شود ) اسهال و همچنين بيماري يون كه ديواره روده ها كلفت و چين خورده ميشوند . بازرسي كليه معمولا" كليه ها تا آخرين مرحله بازرسي از لاشه جدا نمي شوند و در اتمام عمليات بازرسي از روي لاشه برداشته مي شوند ،‌جهت بازرسي كليه ها نيازي به برش دادن نيست و تنها مشاهده و ملامسه صورت مي گيرد ،‌كليه ها جهت نفريت ،‌آبسه و كيست و سل و .... بازرسي مي شوند . هر گونه تغيير رنگ و تغيير اندازه باعث حذف كليه ها مي شود . توجه : اگر در كليه ضايعات سلي مشاهده شود كل لاشه بايد حذف شود. بازرسي طحال مشاهده و ملامسه مي شود خصوصا" براي بيماريهاي شاربن وسل در هرحالت طحال بايد حذف شود. بازرسي رحم مشاهده و در صورت لزوم ملامسه مي شود. چركي بودن رحم از روي سطح آن معلوم است و نيازي به برش دادن ندارد در لاشه هاي آبستن مشكوك به بروسلوز بايد بدون برش دادن رحم را از بالاي سرويكس قطع نموده و خارج ساخت (‌با دستكش ) رحم به طور كلي حذف مي شود . جنين به دليل احتمال داشتن آلودگي هاي ميكروبي (‌بروسلوز ،‌سالمونلوز؛لیستریوزو...) و كم بودن ارزش غذائي ( بيش از 90 درصد وزن بدن جنين را آب تشكيل مي دهد )‌و همچنين فقیر بودن از نظر  گليكوژن و عدم توليد اسيد لاكيتك در لاشه  بايد حذف شود و مصرف آن از نظر بهداشتي ممنوع است . بازرسي پستان تنها مشاهده مي شود و بايد از برش آنها حتي در دام سالم خودداري شود . زيرا موجب آلودگي لاشه مي شوند . پستان ها به طور كلي حذف مي شوند ، غدد فوق پستاني نيز جهت ضايعات سل برش داده مي شوند . بيضه ها نيز به طور كلي حذف مي شوند و نيازي به بازرسي ندارند . بازرسي لاشه در گاو در مرحله اول بايد لاشه شقه شود تا علاوه بر تسهيل كار بازرسي ، سطح بريده شده استخوان ها قابل ديدن باشد ، بازرسي لاشه شامل موارد زير است : 1-  مشاهده سطح خارجي وداخلي لاشه ، سطح عضلات ،پريتونيوم,‌ديافراگم ، پرده جنب و محوطه لگني جهت پرخوني ، خونريزي ، هيپودرما ,محل تزريق دارو ، تومورها ،‌زردي ،‌آبسه ،‌لاغري و انواع تغيير رنگ ها توجه: در دام هاي تب دار و نيز دام هائي كه به صورت ناقص خونگيري شده اند سیاه رگهاي بين دنده اي ،‌پرخون و تيره رنگ هستند . 2- مشاهده سطح استخوان هاي بريده جهت سل استخواني ،‌كيست ها و آبسه ها 3- ملامسه ودرصورت لزوم برش غدد لنفاوي پيش كتفي(prescapular  )،پشت راني(precrural)وپشت رانی(popliteal) وایلیاک(iliac) 4- برش عضله(triceps bronchi) براي ديدن سيستمي سركوس بويس بازرسي پس از كشتار در گوسفند و بز بازرسي بعد از كشتار در گوسفند شبيه گاو ولي سطحي تر از آن است و شامل موارد زير است . 1-بازرسي ( مشاهده و ملامسه ) سطح داخلي و خارجي لاشه ،‌عضلات شكم و قفسه صدري ،‌ديافراگم وپريتونيوم ومحوطه لگني جهت پرخوني ،‌تب ،‌خونگيري ناقص ،‌زردي ،‌انگل هيپودرما و ساركوسيست توجه : در گوسفند سطح داخلي مري محل مناسبي براي ديدن انگل ساركوسيست مي باشد ،‌معمولا" براي ديدن اين انگل پس از بازرسي احشاء‌داخلي بايد به سراغ عضلات (‌خصوصا" عضلات قفسه صدري ، شكم و ديافراگم ) و مري رفت. 2-بازرسي ريه ها شامل مشاهده و ملامسه ريه ها و غدد لنفاوي مربوطه است جهت پنوموني ، ادنوماتوز ( يكي از ضايعات توموري شكل در ريه كه در آن ریه چند برابر شده و از حالت اسفنجي به حالت پارانشيني در مي آيد ) ، كيست ها ،‌آبسه ها ،‌ضايعات انگلي و ... 3-بازرسي كبد كه شامل مشاهده و ملامسه كبد و غدد لنفاوي مربوطه است جهت كيست هيداتيد ،‌انگل فاسيولا هياتيكا ،‌ديكرو سليوم و سيستي سركوس تنيوكوليس 4-ملامسه غدد لنفاوي پيش كتفي ،‌پيش راني ، پس راني ( واقع در محل اتصالSacrum و آخرين مهر ه كمري ) و فوق پستاني در دام هاي ماده ومغابني سطحي در دام هاي نر جهت ضايعات مختلف 5-بررسي و ملامسه مفاضل جهت آرتريت 7-مشاهده وملامسه قلب جهت پرخوني،‌اپيكارديت،‌آبسه ها وكيست هابخصوصCysticercus Ovis،‌اگر اين انگل درقلب ديده شودقلب حذف ميشود توجه : در گوسفند و بز نيازي به برش دادن غدد لنفاوي نمي باشد و تنها مشاهده و ملامسه صورت مي گیرد . مهمترين ضايعات عمومي پاتولوژيك تب علائم تب در لاشه عباتند از : 1-    پرخوني عروق خوني خصوصا" سياه رگها و عروق بافت همبند زير جلدي 2-    لاشه ظاهري پرخون دارد و رنگ گوشت قرمز تيره مي باشد و چربي هاي زير پوست صورتي رنگ به نظر مي رسد . 3-    اندام هاي داخلي مثل كبد ،‌كليه ها و قلب دچار تغييرات و ضايعات مختلفي هستند 4-    جمود نعشي در لاشه رخ نمي دهد و يا سريعا" ايجاد شده و زود از بين مي رود . قضاوت : حذف كلي لاشه و احشاء‌ خونگيري ناقص به علل مختلف از جمله كشتار غلط ،‌تلف شدن دام در مرحله بيهوشي ،‌نفخ شديد دام قبل از كشتار و كشتار دام در حالت اغماء‌يا خفگي به وجود آمده و علائم آن عبارتند از پرخوني عروق زير جلدي ،‌تيرگي گوشت ، پرخوني اندام هاي داخلي ،‌وجود خون درعروق خوني بين دنده اي و وجود لخته خون دربطن چپ تفاوت تب وخونگيري ناقص درلاشه هاي تب دار معمولا"‌ضايعاتي در اندام هاي داخلي از جمله كبد وجود دارد و گاهي نقاط خونريزي روي قلب ديده مي شود قضاوت: در صورت مصرف سريع گوشت اجازه مصرف داده مي شود در غير اينصورت بايد از مصرف لاشه خودداري شود زيرا خون محيط مناسبي براي رشد و تكثير انواع ميكروبها در لاشه مي باش به اينگونه لاشه ها بايد مهر درجه دو زده شود تا سريعا" مصرف شوند تورم ابريCludy Suelliny يك تخريب اوليه بافتي است و معمولا"،‌در كبد ،‌كليه و گاهي عضلات ايجاد مي شود ،‌عضو مبتلا بزرگ شده ، رنگ پريده و نرم تر مي شود و لایه سروزي یا كپسول آن كدر مي گردد ودرحالت پيشرفته شبيه بافت پخته شده مي شود جهت تشخيص, كبد را روي ميز قرار داده و چند برش عرضي به آن مي دهيم در بافت مبتلا لبه هاي برش از هم باز مي شود ولي دربافت سالم لبه ها از هم فاصله نمي گيرد . قضاوت: تورم ابري دال بر يك حالت اختلال عمومي و سپتيك در دام است معمولا" اندام هاي مبتلا را حذف نموده و در بقيه قسمت هاي لاشه به دنبال ضايعه اصلي به جستجو و بازرسي دقيق مي پردازد تغييرات چربي Fatty Changs تغييرات چربي دو نوع است 1-  فيزيولوژيك:اين حالت در اثر مصرف غذاهاي پرچربي ايجاد مي شود و تنها در كبد يده ميشود ( كبد بزرگتر ، سنگين تر و مقداري متورم است و لبه هاي آن گرد شده و كپسول درخشنده و طبيعي دارد ) و در صورتي كه كبد را برش دهيم لبه هاي برش از هم فاصله مي گيرند و پارانشيم كبد چرب است قضاوت: اگر لاشه مسئله ديگري نداشته باشد مصرف آن و مصرف كبد بلامانع است 2-  پاتولوژيك :معمولا" به دنبال تورم ابري به وجود مي آيد در اين حالت عضو مبتلا رنگ پريده بوده و در ملامسه حالت چرب و گريسي داشته و شكننده است و داراي كپسول تيره و چروكيده مي باشد بافت كبد در اين حالت چروكيده و كوچك تر مي شود قضاوت : حذف عضو مبتلا و دقت بيشتر در بازرسي لاشه نكروز بافت نكروز رنگ پريده بوده و شبيه بافت پخته مي باشد قضاوت: حذف بافت مبتلا و دقت بيشتر در بازرسي لاشه كم خوني اگر همراه با لاغري ،‌خونشاش و زردي باشد ،‌كل لاشه حذف مي شود در غير اينصورت لازم است آزمايشات باكتريولوژي يا شيميائي انجام شود ادم يا خيز وجود مايع در حفرات بدن و يا فضاي بين سلولي را خيز گويند قضاوت : در صورت وجود مايع در بافت هاي زير جلدي و بافت هاي همبند بايد كل لاشه حذف شود در آسيت ( وجود مايه در حفره شكمي ) و هيدروتراكس ( وجود مايع در قفسه صدري ) اكر لاشه لاغر باشد بايد حذف شود ودر صورتي كه وضعيت لاشه خوب باشد 24-12 ساعت آن را نگه مي دارند اگر سطح لاشه و پرده جنب و پريتونيوم خشك شده باشد قابل مصرف است و درغير اينصورت بايد كل لاشه حذف شود . لاغري لاغري دو نوع است 1-  لاغري غير پاتولوژيك :به دليل ضعف جيره غذائي و يا توليد بالا به وجود مي آيد . دراين حالت معمولا" چربي لاشه كم ، سطح لاشه خشك و گوشت تيره تر از حالت معمولي بوده و عارضه ديگري در لاشه ديده ني شود . قضاوت: اگر خيلي شديد نباشد ، مصرف لاشه بلامانع است . 2-    لاغري پاتولوژيك دراين حالت چربي هاي لاشه حالت ژلاتيني دارد ( به ويژه در ناحيه ايلياك واطراف قلب و كليه ) ، سطح خارجي و داخلي لاشه مرطوب است و غدد لنفاوي بزرگ و ادم دار ميباشند . قضاوت: اگر همراه يك بيماري خاص باشد ،‌لاشه حذف مي شود . ولي اگر علائم بيماري خاصي ديده نشود . كشت ميكروبي داده مي شود و همچنين لاشه را به مدت 24 ساعت نگه مي دارند . درصورت منفي بودن جواب آزمايشات و خشك شدن سطوح داخلي و خارجي لاشه مي توان ا زلاشه در صنايع غذائي استفاده كرد . تومورها در مورد تومورهاي خوش خيم و بدخيم اگر تنها در يك نقطه از بدن ديده شوند ،‌حذف موضعي صورت ميگيرد و در صورتي كه در چند جاي بدن مشاهده شوند ،‌كل لاشه را بايد حذف نمود . رنگهاي غير طبيعي در لاشه آنتراكوز :وجود رنگ دانه سياه يا آبي مايل به سياه در ريه و غدد لنفاوي ريه ، اين حالت در دامهائي كه در حاشيه جاده ها ،‌كارخانجات و كوره هاي آجرپزي چرا مي كنند در اثر استنشاق دود و ذرات كربن به وجود مي آيد . قضاوت : حذف ريه ملانوز: وجود رنگدانه سياه رنگ ملانين در سلول هاي پوست ،‌شاخ ،‌مو ،‌چشم و قسمتهاي داخلي دهان و زبان طبيعي است وجود اين رنگدانه در محل هاي غير طبيعي مثل ريه ، كبد ، مننژ, نخاع،‌كليه ها ، پري تونيوم و پلورارا ملانوز مي گويد . اين حالت تقريبا" شبيه مركب پاشيده شده بر روي عضله ديده مي شود . قضاوت: اندام هاي مبتلا حذف مي شوند و در صورتي كه كلي و عمومي باشد ،‌كل و لاشه و احشاء‌حذف مي شوند . گزانتور: رسوب رنگدانه ليپوفوشين ( قهوه اي يا زرد مايل به قهوه اي ) در قلب و عضلات و اندام هاي ديگر . (Pink tooth)Congenital Porphyriaرسوب رنگدانه پورفيرين ( قهوه اي تيره )‌در قسمت هاي بريده شده استخوانها و بعضي از احشاء يك حالت مادرزادي در گوساله هاي جوان مي باشد . قضاوت : حذف تماس استخوان هاي رنگي و احشاء‌ مبتلا تغيير رنگ ناحيه زير جلدي يا عضله در اثر تزريق داروها محل تزريق دارو بايد حذف شود مثلا" اگر دارئ در ران تزريق شده باشد كل ران حذف مي شود و در مورد بقيه لاشه بايد آزمايشات مربوطه انجام شود . زردي رسوب رنگدانه بيلي روبين در بافت هاي مختلف بدن كه در بافت هاي سفيد رنگ مثل چربي ،‌نخاع ،‌تاندون ها ،‌سفيده چشم ،‌مفاصل و بافت هاي ديگر مثل پرده جنب ،‌پري تونيوم ،‌بافت هاي همبند و اندو تلبوم عروق قابل مشاهده است زردي دو نوع است الف) زردي فيزيولوژيك:در اين حالت رنگدانه كاروتن دردام هاي پير ،‌پر شير و نيز در دامهائي كه جيره آنها كاروتن زيادي دارد ،‌در بافت چربي رسوب مي نمايد اين نوع زردي تنها در بافت چربي ديده مي شود . قضاوت: مصرف لاشه بلامانع است. ب)زردي پاتولوژيك :عوامل مختلفي باعث آن مي شوند ،‌از جمله انسداد مجاري مفراوي در اثر انگل ها و تومورهاي كبدي ،‌سنگ هاي صفراوي و يا بيماري هاي تيلريوز ،‌بابريوز و ليترسيپروز ،‌تاثير مواد سمي بر روي كبد ( مسموميت هاي كبدي )‌و غيره . قضاوت : لاشه هائي كه زردي شديد دارند ،‌حذف مي شوند ، لاشه لاغري با زردي خفيف را 24 ساعت نگه مي دارند . در صورتي كه زردي برطرف شده باشد قابل مصرف است و درغيراين صورت بايد حذف شود . بوهاي غير طبيعي درلاشه 1-    بوهاي مربوط به تغذيه مثلا" تغذيه با پودر ماهي ،‌شلغم ، چغندر و ... 2-    بوي ناشي از تجويز بعضي از داروها 3-    بوي استن د ر استونمي يا يا بيماري كتوز ،‌بوي ادراز در يورمي ،‌ليپوسيپروز يا انسداد مجاري ادراري 4-    بوهاي جنسي مثلا" در بز نر قضاوت: لاشه هاي داراي بوي شديد به كلي حذف مي شوند ،‌لاشه هائي كه بوي خفيف دارند را 24 ساعت نگه داشته و سپس از گوشت تست جوش به عمل مي آورند ( تكه اي از گوشت را همراه با چربي در آب جوش انداخته و بخار آن را بو مي كنند ) اگر بو برطرف شده باشد قابل مصرف است و اگر نه ،‌لاشه حذف مي شود . بيماريهاي اختصاصي در بازرسي گوشت بيماريهاي باكتريائي اكتينومايكوز يكي از بيماري هاي مشترك انسان و دام است و بيشتر در گاو ديده مي شود . اين بيمراي باعث ابسه هاي حاوي چرك غليظ در استخوان ها خصوصا" استخوان هاي سر مي شود همچنين به ندرت در زبان ، لب ها ،‌دهان و مري ضايعه ايجاد مي كند. اكتينوباسيلوز اين بيماري در گاو وگوسفند ديده مي شود. در گاو باعث تورم و سفتي قاعده زبان مي شود گاهي اندازه ندولهاي حاصل از اين بيماري به اندازه يك فندق رسيده و باعث برجسته شدن مخاط زبان مي شود ، معمولا"‌در اين بيماري غدد لنفاوي ناحيه سري خصوصا" غده لنفاوي(Retropharyngeal) بزرگ مي شود . در گوسفند زخم هائي در داخل لب ها ،‌گردن و حتي كتف ها ديده مي شود كه گاهي به بيرون راه يافته و چرك از آن خارج مي شود ، ضايعات اين بيماري به ضايعات بيماي سل شباهت دارد . حذف قسمت هاي آلوده ( غالبا" سر ) ادنوماتوز ريوي نوعي ذات الريه مزمن در گوسفند و بز است كه در آن حجم و وزن ريه گاهي تا سه برابر افزايش مي يابد . دراين بيماري بافت ريه از حالت اسفنجي به حالت پارانشيمي در مي آيد اين بيماري همراه با توكسمي و اشكالات عمومي و التهاب نيست گاهي اين بيماري همراه با آماس پرده جنب و چسبندگي مي باشد قضاوت: در صورت مناسب بودن لاشه فقط ريه حذف مي شود . شاربن يكي از بيماري هاي خطرناك و مشترك بين انسام و دام مي باشد ،‌علائم اين بيماري در دام عبارتند از لاشه تب دار و پرخون است ،‌خون سياه رنگ بوده و منعقد نمي شود ،‌طحال بزرگ شده حالت خميري يا لجني پيدا مي كند ، در روي سطوح سروزي بدن خونريزي ديده مي شود لاشه دام سريعا" باد مي كند سطح لاشه كف آلود است و غدد لنفاوي ،‌روده ها ،‌قلب ،‌كبد و كليه متورم ،‌پرخون و شكننده هستند . بيماري در انسان به سه فرم گوارشي ، ريوي و پوستي ديده مي شود و فرم هاي تنفسي و گوارشي اين بيماري در انسان مي تواند باعث مرگ شود . قضاوت : معدوم كردن لاشه و كليه امعاء‌و احشاء‌( سوزاندن كامل لاشه و يا دفن آن در يك گودال و ريختن آهك روي آن ) توجه : 1-    در صورتي كه در كشتارگاه با لاشه دام شاربني مواجه شديم بايد اقدامات ذيل به سرعت انجام شود . الف) به كارگران توصيه شود دست ها و وسائل خود را ضد عفوني كنند . ب)‌محيط كشتارگاه با فر مالين 5تا 10 درصد يا اسيد 3 درصد ضد عفوني شود ج)لاشه دام شاربني سريعا" سوزانده يا دفن شود. 2- بايد از باز كردن لاشه دام مبتلا به شاربن اكيدا" خودداري شود . زيرا عامل بيماري در مجاورت اكسيژن به صورت اسپور درآمده و فوق العاده مقاوم مي شود ، به حدي كه ساليان سال در شرايط نامساعد محيطي زنده مي ماند ، در حالي كه اگر لاشه باز نشود عامل بيماري در عرض 4 روز از بين مي رود بروسلوز در دام هاي ماده باعث سقط جنين ، جفت ماندگي و نازائي و در دام هاي نر موجب تورم بيضه مي شود و يكي از مهم ترين بيماري هاي مشترك انسان و دام است يكي از راه هاي انتقال بيماري به انسان از طريق پوست مي باشد (‌خصوصا"‌ اگر پوست نازك و يا زخم شده باشد ) در مورد دام مبتلا به بروسلوز رعايت موارد زير ضروري مي باشد . 1-  دامي كه تست بروسلوز آن مثبت است بايد در آخر خط كشتار ، كشتار شود .  با توجه به اينكه بيشترين تعداد ميكروب در جفت و جنين سقط شده و ترشحات واژني قرار دارد ابتدا بايد پستان ، بيضه و رحم را بدون دستكاري  خارج كرده و به خارج از كشتارگاه جهت معدوم نمودن منتقل نمود همچنين بايد كليه غدد لنفاوي از لاشه خارج شوند . 2-    لازم است به كارگران اطلاع داده شود از دستكاري لاشه مبتلا به بروسلوز اكيدا" خودداري نمايند . 3-  در صورتي كه ترشحات رحمي يا پستاني روي لاشه بريزد بايد لاشه را با آب فشا رقوي شستشو داده و اسيد لاكتيك 1 درصد روي آن اسپري نمود . 4-  دام هائي كه در اثر ابتلا به بروسلوز سقط جنين داشته اند بهتر است همان موقع كشتار نشوند و لازم است مدتي به آنها فرصت داده شود تا باكتري در اندام هاي خاص موضعي شود. نكات ديگر : 1- جنين هاي سقط شده در اثر بروسلوز برونكوپنوموني داشته و در حفره شكمي آنها مايعات خوني تجمع مي يابد 2- عامل بيماري بروسلوز در انسان بروسلا ملي تنسيس است كه بيشتر در گوسفند و بز وجود دارد و در گاو كمتر است . قضاوت: باكتري بيشتر در غدد لنفاوي و اندام هاي داخلي از جمله رحم ، پستان و سينه جايگزين مي شود و معمولا" مصرف گوشت دام مبتلا به بروسلوز بلامانع است ، زيرا 1-    تعداد باكتري در عضلات بسيار كم است 2-    عامل بيماري در ph اسيدي لاشه بعد از كشتار از بين مي رود البته لازم است لاشه (عضلات ) قل از مصرف24تا 48 ساعت در يخچال نگهداري شود به جز عضلات ،‌بقيه امعاء‌و احشاء و حتي استخوان ها بايد به طور كامل حذف شوند همچنين اگر امكان پذير باشد بهتر است لاشه دام بروسلوزي به صورت فرآورده هاي گوشتي ( مثل سوسيس و كالباس ) كه پخته مي شوند مصرف شود .   لنفاديت كازئوز در اين حالت غدد لنفاوي بزرگ و حاوي چرك بدون بوميشوند درحالت مزمن چرك حالت پنيري ولايه لايه ميكنند ( شبيه پياز ) قضاوت : اگر عمومي باشد و غدد لنفاوي متعددي در گير باشند ويا همراه با لاغري مفرط باشد ، لاشه حذف مي شود و اگر عمومي نبوده و همراه با لاغري نباشد حذف موضعي و اصلاح لاشه انجام مي شود . Tuberculosis وجود توبركل ها يا ندول هاي پنيري و آهكي د راندام هاي مختلف بدن و غدد لنفاوي مربوطه منجمله ريه ، پرده جنب ،‌پري تونيوم ،‌كبد ،‌طحال ،‌كليه ،‌استخوان ها و مفاضل ستون مهره ها و نخاع ، عضلات ( زبان و مايو كارد ) و پوست واندامهاي ديگر بدن در اين بيماري غدد لنفاوي بدن دچار ضايعه شده و به تدريج آهكي مي شوند در بازرسي بايد غدد لنفاوي ريه ،‌سر ،‌كبد و مزانتر برش داده شوند و همچنين غدد لنفاوي لاشه بايد مشاهده و ملامسه شوند ضمنا" دامي كه با تست سل مثبت روانه كشتارگاه مي شود بايد تمام غدد لنفاوي احشاء‌و لاشه مورد بازرسي قرار گرفته و برش داده شوند . قضاوت : در حالت موضعي كه ضايعات آهكي شده و باكتري از طريق جريان خون در بدن پخش نشده است و ضايعات فقط در يك عضو ديده مي شود ، در صورتيكه لاشه لاغر نباشد فقط عضو مبتلا حذف مي شود همچنين اگر فقط يك غدد لنفاوي آلوده باشد ، فقط عضومربوطه حذف مي شود و در صورتي كه سل عمومي شده باشد ، يعني باكتري وارد خون شده وضايعات مربوطه در چند محل ديده شود ويا درحالت سل ارزني ،‌كل لاشه حذف مي شود . توجه : در صورتي كه ضايعات سلي دريكي از ارگانهاي طحال ،‌پستان ، كليه ، رحم ، تخمدان ،‌بيضه ،‌مغز و نخاع و استخوان مشاهده شود بيماري عمومي تلقي شده و بايد كل لاشه حذف شود بيماري يون در اين بيماري ديواره روده ها كلفت و چين دار مي شود و غدد لنفاوي مزانتر بزرگ و متورم ميگردد قضاوت : در صورتي كه لاشه مرطوب و لاغر باشد ،‌حذف مي شود، ولي اگر لاشه لاغر نباشد تا 24 ساعت آن را نگه مي دارند ، در صورتي كه خشك شده باشد قابل مصرف است و در غير اين صورت به طور كامل حذف مي شود . ليپتوسپيروز علائم اين بيماري درلاشه عبارتند از كم خوني ، خونشاش  ، ضايعات كليوي ،‌آماس و نكروز كبد ،‌زخم شيردان و زردي قضاوت: در فرم حاد بيماري كل لاشه و در فرم مزمن آن كبد و كليه حذف مي شود . سالمونلوز بيماري مشترك بين انسان و دام است و دردام ها به شكل سپتي سمي ، اسهال حاد و مزمن ممكن است بروز كند قضاوت : از هرراهي كه وجود باكتري دردام تشخيص داده شود بايد لاشه را حذف نمود . سياه مرض(هپاتت نكروزان يا قانقاريا) دراين بيماري نقاط نكروزه اي به قطر2-1 سانتي متر با حاشيه پرخون در كبد ديده مي شود گاهي قطر اين ضايعات به 5 سانتي متر هم مي رسد عامل بيماري معمولا" همراه با لارو كپلك از دستگاه گوارش به كبد برده مي شود و درمحل ضايعات حاصله از انگل دركبد رشد كرده و توليد سم مي كند قضاوت :   حذف كلي لاشه آنتروتوكسمي اين بيماري معمولا بدنبال مصرف ناگهاني وفراوان موادمغذي رخ مي دهد و معمولادراوائل بهار وفصل برداشت غلات ديده مي شود علائم اين بيماري در لاشه عباتند از نفخ لاشه پس از مرگ ، پرخوني عروق خوني و پرخوني و نرم شدن كليه ها ( خصوصا" چند ساعت پس از مرگ ) و پرخوني قلب و كبد قضاوت : حذف كلي لاشه بيماري خون شاش(Bacillary Haemorogin uria) يك بيماري حاد و كشنده در گوسفند و گاو مي باشد ،‌ضايعات اين بيماري در لاشه عبارتند از تب ، كم خوني زردي ، ادم زيرجلدي ( ژلاتيني و صورتي رنگ ) تجمع مايع صورتي رنگ در قفسه صدري و حفره شكمي و خونشاش  همچنين در كبد نقاط نكروزه اي به قطر 5-3 سانتيمترديد ه مي شود . قضاوت : حذف كلي لاشه شاربن علامتي اين بيماري بايد در بازرسي قبل از كشتار تشخيص داده شد و از كشتاردام جلوگيري گردد در دام مبتلا ،‌لاشه تب دار وتيره رنگ است و در زير پوست حالت تجمع گاز ديده مي شود وقتي عضلات بدن خصوصا" عضلات كپل ،‌گردن ، سينه ، و كتف برش داده شود ،‌حباب گاز كه بوي ترشيدگي دارند ،‌از محل برش خارج مي شود ،‌بافت زير جلدي حالت ژلاتيني پيدا مي كند در محوطه شكمي مايع قرمز تيره وجود دارد و خون دام تيره رنگ است و سريعا" لخته مي شود . قضاوت : حدف كلي لاشه كلي باسيلوز عامل بيماري باكتري مي باشد و معمولا" در بره ها ،‌بزغاله ها و گوساله ها موجب اسهال سفيد ،‌ذات الريه ،‌مننژيت ،‌آرتريت و سيتي سمي مي شود قضاوت: حذف كلي لاشه نكروباسيلوز عامل آن باكتري ميباشد و موجب بيماريها و ضايعاتي مثل ديفتري گوساله ها ،‌گنديدگي سم ،‌آبسه هاي سم ،‌عفونت ناي ، نكروز كبدي و ..... مي شود . قضاوت : در حالاتي كه همراه با توكسمي يا سپتي سمي ويا همراه با لاغري است حذف كلي لاشه و درحالت هاي موضعي ،‌ضبط موضعي و اصلاح لاشه صورت مي گيرد . بيماريهاي ويروسي ابله دراين بيماري در صورتي كه لاشه تب دار باشد كلا" حذف مي شود و در صورتي كه لاشه تب نداشته باشد حذف موضعي انجام  مي شود ( لاشه اصلاح مي شود ) هاري اين بيماري بايد در بازرسي قبل از كشتار تشخيص داده شود و علامتي در لاشه ندارد بايد از ذبح دامي كه علائم بيماري را نشان مي دهد اكيدا" خودداري شود اما ذبح داميكه توسط حيوان هارگزيده شده،‌ولي علائم بيماري درآن ظاهرنشده باشد ، بلامانع است طاعون گاوي اين بيماري در طول دستگاه گوارش ( از دهان تا روده هاي )‌ايجاد ضايعه مي نمايد . قضاوت: معدوم كردن كل دامهاي مبتلا و ضد عفوني كردن كامل محل و اطلاع فوري به مراكز دامپزشكي منطقه تورم عفوني بيني و ناي گاوان اين بيماري باعث آماس و التهاب قسمت فوقاني دستگاه تنفس مي شود و گاهي موجب ذات الريه ميگردد همچنين ممكن است موجب عفونت و آماس واژن وقضيب شود قضاوت : اگر لاشه تب دار نباشد ، حذف موضعي انجام مي شود و درصورتيكه لاشه تب دار باشد كل لاهش حذف مي شود . تب نزله اي بدخيم در اين بيماري ضايعاتي از قبيل التهاب چشم ، مجاري تنفسي و دهان و نيز سفيد شدن چشم ها ديده مي شود . قضاوت : اگر لاشه تب دار باشد و يا لاغري مفرط داشته باشد و يا خونگيري ناقص صورت گرفته باشد كل لاشه حذف مي شود و در غير اين صورت تنها سر و ريه ها حذف مي شوند . اسهال ويروسي گاو در دستگاه گوارش ايجاد ضايعاتي از قبيل پرخوني و سائيدگي مي نمايد و دام مبتلا اسهال توام با بلغم دارد در فرم حاد كه لاشه تب دار است ، كل لاشه حذف مي شود و در فرم خفيف بيماري اگر لاشه مسئله ديگري نداشته باشد فقط دستگاه گوارش حذف مي شود . پلوروپنوموني واگير بز در اين بيماري حيوان دچار ذات الريه مي شود و ريه حالت مرمري پيدا مي كند همچنين اين بيماري گاهي موجب چسبندگي ريه و پرده جنب مي شود . قضاوت : اگر لاشه پرخون و لاغر نباشد ،‌ريه حذف مي شود . اگر چسبندگي وجود داشته باشد قفسه صدري نيز حذف مي شود و اگر لاشه لاغر و پرخون باشد ، كلا" حذف مي شود . بيماري تب برفكي اين بيماري در دهان ،سم و پستان ايجاد و زيكول مي نمايد   قضاوت: در حيوانات بهبود يافته از بيماي ويا در مراحل ابتدائي در صورتيكه خونگيري كامل انجام شده باشد ، قسمت هاي مبتلا حذف مي شود ( لاشه اصلاح مي شود )‌و در صورتي كه بيماري همراه با تب يا لاغري شديد باشد ، كل لاشه حذف مي شود. بيماي اكتيماي واگير اين بيماري معمولا" در بره ها و بزغاله ها ايجاد ضايعاتي در لب ها و اطراف دهان و دام بالغ ايجاد ضايعاتي در اطراف پستان مي نمايد اين بيماري به انسان نيز قابل سرايت است . قضاوت: اگر بيماري خفيف بوده ولاشه لاغر نباشد ،‌قسمت هاي آلوده حذف مي شوند ولي اگر بيماري شديد يا همراه با لاغري باشد كل لاشه حذف مي گردد . لوكوز گاوي تشگيل توده يارانشمي سفيد ونرم در هر نقطه از بدن ،‌اين توده چركي و آبكي نيست به اين بيماري ((Lamphomatosisنيز مي گويند قضاوت: اگر عمومي باشد كل لاشه حذف مي شود ولي اگر محدود به يك ناحيه بوده و وضع لاشه خوب باشد حذف موضعي انجام مي شود علاوه بر بيماري هاي فوق ،‌درحالات زير نيز لاشه به طور كلي حذف مي شود : 1-    كوفتگي شديد ياBruising اگر گسترده باشد . 2-    كم خوني شديد و پيشرفته 3-    التهاب پستان ، پريكارد ، پريتونيوم ، پرده جنب و ريه ها در صورتي كه حاد و Septic باشد 4-    وجود چرك در خون Pyemia 5-    توكسمي ،‌سپتي سمي و يورمي 6-     بيماري كزاز بيماريهاي انگلي درصنعت دامپروري وپرواربندي انگلها اهميت زيادي دارند . زيرا علاوه بر ايجاد تلفات دردام ها موجب كاهش توليد نيز مي گردند . علائم آلودگي انگلي در بازرسي قبل از كشتار عبارت است از لاغري ، اسهال ، كم خوني ،‌زردي ،‌خونشاش ،‌خيز ،‌ذات الريه و.... بيماي هاي انگلي دستگاه گوارش به طور كلي در آلودگي هاي انگلي دستگاه گوارش اگر ضايعات همراه با لاغري ،‌كم خوني و يا خيز عمومي باشد ،‌لاشه حذف مي شود و در غير اينصورت تنها دستگاه گوارش حذف مي شود . آلودگي هاي انگلي ريه مهم ترين انگل ريه گاوViviparus Dictyocalus و مهم ترين انگلي ريه گوسفندِMullerius مي باشد قضاوت : معمولا"‌ در آلودگي هاي انگلي ريوي ،‌ريه ها ضبط مي شود و در صورتيكه ادم و لاغري نيز در لاشه مشاهده شود كل لاشه حذف مي شود كپلك آلودگي به اين انگل ها به دو فرم ديده مي شود : 1-  فرم حاد كه در اثر تهاجم تعداد زيادي نوزاد انگل از دستگاه گوارش به كبد ديده مي شود كه با تخريب بافت كبد و خونريزي موجب كم خوني و گاهي مرگ دام مي شود . 2-  فرم مزمن كه معمولا" چند ماه پس از ورود انگل علائم آن ظاهر مي شود كه اين علائم عبارتند از : ضعف، كاهش وزن ، سست بودن مو پشم ، تورم پلك ها و خيز در ناحيه گلو دراين حالت معمولا"‌انگل و ضايعات حاصل از آن در كبد قابل مشاهده مي باشد قضاوت. حذف كبد و در صورتي كه توام با لاغري شديد يا خيز عمومي باشد ، حذف كلي انجام مي شود. ديكروسليوم اين انگل كه طول آن در حدود 8-4 ميلي متر است ،‌در مجاري صفراوي كبد ديه مي شود و موجب ضايعات كبدي مي گردد ولي ضايعات حاصله از آن نسبت به انگل كپلک كمتراست . قضاوت: حذف كبد و درصورتي كه توام با لاغري مفرط يا خيز عمومي باشد ،‌كل لاشه حذف مي شود . كيست هيداتيد اين كيست معمولا" در كبد ، ريه ، كليه ،‌طحال وندرتا در مغز استخوان ها و عضلات ديده مي شود . قضاوت:حذف ارگان هاي آلوده توجه كيست بايد به دقت در محل مناسبي مدفون شوند تا در دسترس سگ هاي ولگرد قرار نگيرد . در صورت پاشيده شدن مايع كيست به داخل چشم و يا تماس قسمت هاي زخم شده دست با مايع كيست امكان ابتلا انسان به كيست وجود دارد . ساركوسيست بيشتر در گوسفند ديده مي شود شكل آن دانه برنجي بوده و بيشتر در مري ، حلق،‌حنجره ،‌،‌ديافراگم و عضلات شكم مشاهده مي شود ، مهم ترين گونه ساركوسيست در گوسفند مي باشد كه طول آن گاهي به 15 ميليمتر هم ميرسد در صورتي كه انسان ميزبان اصلي انگل باشد ( در اثر خوردن گوشت آلوده به كيست انگل ) مبتلا به اسهال ،‌استفراغ ، بي اشتهائي و درد شكم و روده ها مي شود و در صورتي كه انسان ميزبان واسطه باشد ( در اثر تماس با مدفوع گوشتخواران ) دچار عوارضي همچون تب ، تورم زير جلدي ،‌درد عضلاني ، آسم و حالت هاي آلرژيك ( حساسيت) مي شود . قضاوت: در صورتيكه دريك جا ديده مي شود حذف موضعي انجام مي شود و اگر در چند عضله مشاهده شود كل لاشه حذف مي شود . سيستي سركوس تنيوكوليس اين كيست مربوط به يک كرم پهن دستگاه گوارش سگ مي باشد و گاو و گوسفند در اثر تماس با مدفوع سگ به آن آلوده مي شوند كيست معمولا" به صورت كيسه هاي پر از مايع آويزان در لايه هاي سروزي،‌سطح كبد ،‌بين روده ها و ارگانهاي ديگر مشاهده ميشود . قضاوت: در صورتي كه آلودگي شديد و همراه با لاغري مفرط باشد ، حذف كلي صورت مي گيرد در غير اينصورت لاشه اصلاح ميشود . سيستي سركوس بويس براي ديدن اين انگل در گاو بايد موارد زير انجام شود : 1-    شكاف طولي در سطح زيرين زبان به طول 15 و به عمق 5 سانتي متر 2-    برش عضلات جوشي داخلي و خارجي هر دو طرف به موازت استخوان فك پائين 3-    شكاف عضله بطن چپ و نيز شكاف ديواره بين دو بطن 4-    برش عضله سه سربازوئي به صورت (+) قضاوت: اگر موضعي باشد، حذف موضعي انجام مي شود . مثلا" اگر در سر وجود داشته باشد ،‌كل سرو اگر قلب وجود داشته باشد ،‌قلب حذف مي شود و اگر عمومي باشد ،‌لاشه حذف مي شود . درايران درصورتي عمومي تلقي مي شود كه درهرسطح برش داده شده( به اندازه يك كف دست)دو يا بيش از دو كيست ديده شود. در صورتي آلودگي لاشه ملايم و خفيف باشد ، بايد لاشه را به مدت 60روز در برودت 4/9- درجه سانتي گراد قرارداد . همچنين مي توان از دماي 60درجه سانتي گراد استفاده نمود ( در ايران از هردو استفاده مي شود . يعني ابتدا عمل فريز انجام مي شود و بعد گوشت براي تهيه سوسيس و كالباس حرارت داده مي شود ) سيستي سركوس اويس اين كيست مربوط به يك كرم پهن دستگاه گوارش گوشتخواران مي باشد و معمولا" در عضلات خصوصا" قلب و عضلات جوشي و سپس در ديافراگم ،‌زبان و مري گوسفند و بز ديده مي شود و شبيه سيستي سركوس بويس بوده و مقداري بزرگ تر از آن است عضو آلوده به كيست بايد حذف شود و در صورتي كه آلودگي در چند جا ديده شود كل لاشه حذف مي شود . سنروس سربراليس يك كيست مغزي است كه انگل بالغ آن در دستگاه گوارش گوشتخواران وجود دارد اين انگل باعث بيماري چرخش در گوسفند ،‌بز و گاو مي شود و ميزبان مبتلا دچار عدم تعادل شده و به دور خود مي چرخد . قضاوت:حذف سر سنروس گاپگري شبيه به سنروس سربرالیس است ولي در عضلات بزو گوسفند ديده مي شود (‌اين كيست اخيرا" در ايران زياد شده است ) قضاوت:حذف قسمتهاي آلوده لاشه ، در صورتي كه شديد باشد ،‌كل لاشه حذف مي شود . هپيودرموز انگل هيپودرما موجب سوراخ شدن پوست دام ميشود . قضاوت:اصلاح لاشه و حذف قسمت هاي آلوده استروس اويس انگل بيني گوسفند و بز مي شود قضاوت :حذف سر تيلريوز در لاشه دام مبتلا زردي ،‌تب و تورم غدد لنفاوي ديده مي شود قضاوت :اگر لاشه تب دار ،‌لاغر و مبتلا به زردي نباشد اجازه مصرف داده مي شود در غير اين صورت كل لاشه حذف مي شود بابزيوز موجب كم خوني ،‌زردي و خون شاش مي شود قضاوت :در صورتي كه لاشه لاغر و دجار زردي نبوده و خونگيري به صورت كامل انجام شده باشد اجازه مصرف داده مي شود در غير اينصورت حذف كلي انجام مي شود .

|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
 اهمیت اقتصادی

حیوانات اهلی و وحشی به مقدار زیادی به انگل مبتلا می شوند.که انگل شناسان باید به آنها توجه کنند. درست است که حیوانات وحشی هم در معرض انواع آلودگی های انگلی هستند ولی به دلیل پراکندگی بهنجار و زندگی گونه های مختلف آنها در اقلیم های مجزا در معرض همه گیری شدید و مرگ قرار ندارند در حالی که حیوانات اهلی که سال های سال تعداد زیادی از آنها در مراتع و آغل ها محصور هستند و با مدفوع خود انواع آلودگی را در محیط پخش می کنند باعث تراکم عوامل بیماریزا در زمین می شوند و نهایتا انواع آلودگی های انگلی، منجر به نابودی حیوانات شدیدا مبتلا و کاهش رشد در سایرین می شود. براساس ارزیابی سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی(1962) خسارت اقتصادی ناشی ازآلودگی های انگلی در کشورهای پیشرفته معادل با 20-15 درصد کل تولیدات دامی و در کشور های با ارائه خدمات کمتر 40-30 درصد و در مناطقی که مبارزه جدی با آلودگی های انگلی صورت نمی کیرد عملا خیلی بیشتر است. 75 درصد مردم جهان در کشور های در حال توسعه زندگی می کنند و صاحب 65 درصد حیوانات اهلی می باشند در حالی که فقط 30 درصد گوشت جهان را تولید می نمایند . در سال 1970 در اروپا از هر هزار هکتار زمین کشاورزی مفید 38،085 کیلوگرم پروتئین (بدون شوروی سابق) در امریکای لاتین 4،113 کیلوگرم و در آفریقا فقط 542 کیلوگرم پروتئین بدست آمده است. بخشی از این کمبودها مربوط به نحوه مبارزه با بیماریهای انگلی است.(بلر، 1977)  

برای کنترل آلودگی های حیوانات وحشی کارهای کمتری می توان انجام داد. حیوانات  وحشی آلودگیهای انگلی خود را در موارد تجمع زیادی از آنها در یک محیط و یا ابتلا به سوء تغذیه مانند حیوانات اهلی و انسان به خوبی تحمل می کنند. از طرف دیگر یکی از جنبه های انگل شناسی حیوانی نقش حیوانات اهلی و وحشی در انتقال آلودگیهای انگلی به انسان است که به بیماری های حاصله از آنها بیماری های مشترک بین انسان و حیوان می گویند. طبق بررسی های اشمیت و رابرتس (1989) فقط تعداد مبتلایان به انواع کرمها در جهان، بالغ بر 4/5 میلیارد نفر است و تعداد کودکان مبتلا به کرمها در ایلات متحده 55میلیون نفر تخمین زده می شود انگلها می توانند سبب خسارات اقتصادی هم به انسان بشوند، مثلا در مناطق مالاریا خیز جهان که مبتلایان متناوبا از کار افتاده می شود تعداد ساعتهای هر بار از کار افتادگی ضرب در تعداد افراد مبتلا به مالاریا رقمی در حدود 2 میلیارد دلار است.از طرفی از 7/8 میلیارد جریب زمین های کشاورزی موجود در دنیا فقط 3/4 میلیارد جریب آن کشت  می شود و 4/4 میلیارد جریب بقیه به دلیل مالاریا، تری پانوزومیازیس، شیستوزومازیس و انکوسرکوزیس غیر قابل بهربرداری است. جمعیت جهان طی 200 سال گذشته دو برابر شده است ولی در 35 سال آینده از 4میلیارد نفر به 8 میلیارد نفر  خواهد رسید و طی این دوره جمعیت امریکای لاتین به 400 میلیون نفر و جمعیت آسیا از 1/6 به 3/2 میلیارد نفر افزایش خواهد یافت. پس می توان به نقش انگل شناسان و سایر دست اندرکاران در پزشکی که با کاهش تلفات و مرگ و میر و کاهش آلودگی همراه است اذعان داشت.(اسلامی، 1376)

|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391  |
  معده یا حفرات معدی

معده در اغلب حیوانات از یک حفره و در نشخوارکنندگان از چهار حفره تشکیل شده است . در تکسمی ها و گوشتخواران معده بصورت حفره ای غشایی بدنبال مری قرار گرفته است. معمولا معده در اکثر حیوانات از دو قسمت مخاطی و غده ای تشکیل شده است تفکیک این دو قسمت در معده گوشتخواران مشخص نیست ، ولی درمعده تک سمی ها بعلت وجود یک لبه ای بنام Margo  plicatus این دو قسمت قابل تشخیص هستند. در نشخوارکنندگان قسمت مخاطی بنام پیش معده نامیده می شود و از سه قسمت بنامهای شکمبه، نگاری و هزارلا تشکیل شده است. این سه حفره فاقد بافت غده ای هستند و معده اصلی یا غده ای بنام شیردان، بدنبال هزارلا قرار گرفته است.                                                   

        شیردان Abomasum

        معده اصلی نشخوارکنندگان بوده و از لحاظ موقعیت در کف حفره شکم، و در سمت راست آن قرار گرفته است. حد قدامی آن دنده 7و حد خلفی آن دنده 11 می باشد. حد چایینی آن کف حفره شکم، مقابل زایده خنجری و حد بالایی آن در مقابل ثلث میانی و پایینی دیواره شکم واقع شده است. این عضو به شکل کیسه گلابی شکل بوده و کاملا نطیر معده سایر دامهاست.                                        

        شیردان به سه قسمت Fundus ، Corpus و Pyloric تقسیم می شود و دارای دو خمیدگی می باشد ، یک خمیدگی به طرف پایین و یک انحنای کوچک به طرف بالا.

         این عضو حاوی سلول های ترشح کننده اسید معده (HCL) بوده ، گنجایش آن در گاو 20-10 لیتر و در گوسفند 3/3- 75/1 لیتر می باشد. مخاط شیردان دارای چین های طولی است که از انتهای هزارلایی آن شروع شده و بطرف پیلور بر ارتفاع آنها افزوده می گردد.

         در حیوانات شیر خوار ، شیر مکیده شده از طریق ناودانهای لوله مری و هزرلا مستقیمـا به داخل شیردان هدایت می شود . واکنش عبور مایعات از پشت و قسمت بالایی لوله مری ، سبب نزدیک  شدن لبهای ناودان لوله مری شده و آن را بصورت به صورت یک لوله کامل در می آورد ، اما این خاصیت در حیوانات بالغ از بین می رود.                                                  
|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391  |
 تست انگل

تست نماتود

1- در کدام زندگی زیر میزبان و انگل هر دو از هم سود می برند؟

الف) همسفرگی                   ب)همسفری                 ج) انگلی                  د) همیاری

2- کدامیک از اسامی زیر با بقیه در مورد نماتد همونکوس هم خوانی ندارد؟

الف) قزل قورت                                     ب) کرم قهوه ای شیردان                             

ج) کرم فنری                                         د) کرم استوانه سلمانی 

3- در چرخه زندگی کدام نماتد زیر طی شدن یک فصل سرما الزامیست؟

الف) نماتودیروس                ب) همونکوس              ج) استرتاژیا              د) کوپریا  

4- بثورات خزنده(Creeping erution) در کدام نماتد زیر مشاهده می شود؟

الف) استرونژیلوئیدس           ب) استرتاژیا               ج) نئوآسکاریس           د) توکسوکارا کانیس

5- عارضه Cerebro Spinal Nematodiasis در اثر کدام گزینه زیر ایجاد می گردد؟

الف) فاسیولا ژیگانتیکا                           ب)  انکوسرکا گوتوروزا 

ج) استرونژیلوس پاپیلوزوس                     د) ستاریا دیژیتاتا

6- عارضه آنوریسم (Anuerism) در اثر کدام نماتد زیر ایجاد می گردد؟

الف) استرونژیلوس اکوینوس                   ب) استرونژیلوس ادنتاتوس   

ج) استرونژیلوس ولگاریس                     د) استرونژیلوس پاپیلوزوس  

7- انکیلوستوما توبه فرم(Aucylostoma tubeform) خاص کدام موجود زیر است؟

الف) گربه                     ب) سگ              ج) انسان                   د) سگ و گربه  

8- سیر تکاملی کدام نماتد زیر با بقیه متفاوت است؟

الف) گونژیلونما         ب) استرتاژیا              ج)همونکوس              د) مارشالاژیا

 9- کرم دهان بزرگ روده بزرگ و کرم گردن باریک روده باریک به کدام گزینه اشاره دارد؟

 الف) نماتودیروس، همونکوس               ب) شابرتیا،استرتاژیا

 ج) نماتودیروس، بونوستوموم                د) شابرتیا،نماتودیروس

10- از نوار چسب اسکاچ در تشخیص کدام نماتد اسب استفاده می شود؟

الف) استرونژیلوس   ب) پاراآسکاریس        ج) هابرونموز پوستی          د) اکسیوریس اکویی
|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391  |
 مروری بر اثرات آلودگیهای کرمی در دام

 

1-علل اثرات اقتصادی استرونژیلوزیس لوله گوارش

حیوانات مبتلا به نماتودهای لوله گوارش همان طور که شرح داده شد بی اشتها هستند و از غدای موجود کمتر مصرف می کنند. مقداری از خون و پروتئینهای خون بر اثر خونخواری و یا عبور از جدار لوله گوارش به هدر می رود. متابولیسم پروتئینها در آنها مختل می شود و بنابرین ازت اسیدهای آمینه از ماهیچه و احتمالا پوست به کبد و روده آمده و میزان آن برای تولید گوشت، پشم و شیر کاهش می یابد. میزان جذب مواد معدنی وترشح بعضی از آنزیم ها کاهش می یابد. اسهال وجود دارد و مجموعه این عوامل سبب کاهش وزن، پشم و شیر می شود. وزن بره هایی که از حیوانات آلوده متولد می شوند در بدو تولد و رشد آنها پس از تولد کمتر از حیوانات غیر آلوده است استقرار جنین در حیوانات آلوده کمتر از غیر آلوده هاست. بطور کلی حیوانات آلوده استعداد بیشتری برای ابتلا به بیماری دارند. بسیاری از محققین نشان داده اند که میزان درصد آب بدن در حیوانات آلوده به کرم های بیش از حیوانات غیر آلوده است.

اسکلت بندی که براثر کاهش اخذ مواد معدنی صورت می گیرد روی رشد ثاثیر گذاشته زیرا حجم اسکلت بندی نهایتا تعیین کننده ظرفیت حیوان در حال رشد برای رشد ماهیچه ها است. ضمنا ممکن است کاهش وزن هم دیده شود و چون وجود اسید آمینه ها برای تشکیل پروتئین در فولیکولهای پشم کاهش می یابد، تولید بشم هم کاهش می یابد.

بررسیهای مختلف نشان داده است که گاوهایی که حتی آلودگی مختصری به کرم های دستگاه گوارش دارند پس از درمان نسبت به گروه شاهد(درمان نشده) 10-15 کیلوگرم بر وزنشان افزوده می شود در ایران بررسیهای مشابهی در گوسفندانی که بطور طبیعی به نماتودهای لوله گوارش مبتلا بودند، نشان داد که میانکین افزایش وزن در گروه درمان شده نسبت به گروه شاهد 2.5 کیلوگرم می باشد. (اسکرمن و همکاران 1967)

آلودگی به بعضی کرم ها ممکن است تا 66درصد از تولید پشم بکاهد. این کاهش با تغیر طول وقطر رشته های بشم همراه است.

در مورد تاثیر آلودگی انگلی روی تولیدات شیر نظریات متناقضی بیان شده است، در برخی از بررسیها نشان داده شده است که چنانچه حیوانات آلوده در اوایل دوره شیر دهی درمان شوند در طول دوره شیرواری5درصد بر میزان تولید شیر آنها افزوده خواهد شد.همچنین درمان بزان آلوده در عرض3هفته حدود17.6 درصد بر میزان تولید شیر آنها می افزاید و بررسیهای مشابه در گاوهای با چرای آزاد با نتایج مشابهی همراه بوده است.

1-1-بیماریی زایی نماتودهای دستگاه گوارش

نماتودهای معدهای-روده ای در همه سنین در گاو حادث می شود. تا سنین 1سالگی در آلودگی شدید سبب کاهش وزن بدن ، کندی رشد، تاخیر در بلوغ و گاها مرگ حیوان شده، در طی آلودگی در سطح پایین که به نام آلودگی غیر آشکار و یا تحت کلینیکی هم نام می گیرد به سختی می توان اثر انگل را روی تولید محاسبه نمود، ولیکن تغییر پارامترهای تغذیه ای در این وضعیت ممکن است با کاهش تولید ارتباط قابل توجهی داشته باشد. برخی از عوامل نظیر، سن میزبان، میزان نوزاد دریافت شده توسط حیوان، محل انگل، مقاومت میزبان و وضعیتهای تغذیه ای میزبان،  فاکتورهایی موثر در اثر انگل روی میزبان به حساب می آیند. تعدادنوزاد اخذ شده اهمیت زیادی در نتیجه آلودگی خواهد داشت. در معرض بودن با تعداد زیادی نوزاد می تواند سبب مشکل حاد تورم روده و معده و درنهایت مرگ گردد. در مزرعه گوساله ها در معرض آلودگی مختلط قرار می گیرد و انواع مختلفی نوزادها را با تغیر فصل دریافت می کنند. مقداری از تغیرات پاتولوژیک که در حیوانات آلوده ایجاد می شود ممکن است مربوط به اختلالات تغذیه ای در حیوان باشد. برخی از اثرات انگل به طور میکانیکی اعمال شده، برای مثال: مکیدن خون، تغذیه روی بافت یا موکوس(مخاط روده)که می تواند منجر به نشت ماکرو مولکولها گردد. تغییرات آماسی ممکن است مستقیما نتیجه ای از یک عفونت ویا به طور غیر مستقیم در اثر واکنش ازدیاد حساسیت باشد و از طرفی می تواند به تغیرات تغذیه ای نسبت داده شود. تغییر سطوح هورمونی نظیر گاسترین و کوله سیتوکینین در نماتودیازیس دستگاه گوارش گزارش شده است که این تغییرات ممکن است در اثر اخذ غذا و چگونگی آن و پارامتر های هضمی تفسیر گردد. تغییرات آسیب شناسی در رابطه با جایگاه و عمل انگل نیز تفسیر می گردد. برای مثال، در آلودگی با اوسترتاژیااسترتاژی سلولهای اصلی و کناری شیردان در مراحل نوزادی انگل آسیب می ببند و اختلال در ترشح اسید حاصل شده بطوریکه pHطبیعی 3-2 به 7-6 می رسد وبا چنین وضعیتی مشکلات هضمی پروتئین هم رخ می دهد. در انگلهای روده کوچک ضایه اصلی آتروفی ویلی، ضخیم شدن مخاط و توقف رشد میکروویلی بوده که همگی سبب مشکلات جذبی در روده خواهد شد ویا در روده بزرگ طی آلودگی با ازوفاگوستوموم تغییرات آماسی سبب ضایعه در مخاط می گردد. به عنوان یک نتیجه کلی از واکنشهای بین انگل و میزبان، انواع پارامترهای تغذیه ای نظیر جذب و توانایی هضمی و میزان اخذ غذا می تواند موثر دانسته شود.

 

 

2-1-کاهش اخذ غذا

طی گزارشات لیند و آلیکاتا در گوساله هایی که با250.000 عدد نوزاد کوپریاپونکتاتا آلوده شده اند میزبان مصرف غذا کمتر از گوساله های غیر آلوده است. اندرسون و هکاران نشان دادهاند که گوساله هایی که بطور کلینیکی آلوده به استرتاژیااسترتاژی هستند اشتها کاهش می یابد. شاید کاهش چشمگیر اشتها را در گوساله های ماده آلوده به نماتودهای مختلف دستگاه گوارش مشاهده کرد. گیبس وراندال شاهد کاهش چشمگیر اخذ غدا در گوساله های آلوده به استرتاژیا وکوپریا بودند. اخیرا انتروکاسو و همکاران کاهش اشتها در آلودگی مخلوط کوپریاواسترتاژیا که به طور طبیعی رخ می دهد گزارش کرده اند. کاهش اشتها به نوبه خود روی وزن بدن و تولیدات دامی اثر منفی دارد. به عنوان ماحصل بی اشتهایی می توان به کاهش متابولیسم پروتئین بخصوص سنتز پروتئین عضلات اسکلتی که متعاقب آلودگی با نماتودهای روده ای پستانداران حاصل می شود اشاره کرد. علت وضیعتی یا میکانیسمی سبب کاهش اشتها در آلودگی های دستگاه گوارش با کرم های گرد می شود، در حد کمی شناخته شده است. شاید بواسطه فعالیت سلولهای مترشحه هورمونی و فعالیت عصبی دردستگاه گوارش باشد از طرفی تصور می شود کرم می تواند مستقیما روی مرکز تنظیم کننده اخذ غذا در مغز با آزاد ساختن بعضی از ترشحات اثر نماید. برخی از فرضیه هایی که در راستای کاهش اشتها می شودرا به طور اجمالی بیان می کنیم. 

بنابر نظریه کوپ آسیب موضعی در جایگاه عفونت سبب درد و خود منجر به عدم تمایل به غذا می شود. همچنین نشان داده شده است که افزایش تولید هورمونهای روده ای به ویژه کوله سیستوکین در پاسخ به حضور کرم فاکتور عملی در تضعیف اشتها بشمار می رود. تخلیه صفراوی، ترشحات خارجی پانکراس، حرکات روده و کوله سیستوکینین همگی از عوامل موثر بر اشتها می باشند. سیمونس و هنه سی نشان دادن که در عفونت با تریکوسترونژیلوس کولوبریفورمیس در زمان بی اشتهایی سطح کوله سیستوکینین افزایش می یابد. از طرفی جهت تایید این مطلب می توان با ترزیق300تا150 میلی گرم از اکتوپپتید کوله سیستوکینین ایجاد شود. از دیگز هورمونهای که کنترل کننده اخد غدا صاحب نقش هستند می توان از گاسترین به عنوان هورمون کنترل کننده ترشح اسی معده است و توسط سلولهای جداری از مخاط معده ترشح می شود می توان نام برد. در خون اثر ممانعتی انگل روی ترشح هاش سی ال از سلولهای جداری معده وجود دارد. مکانیسم دیگری که ممکن است حادز اهمیت در کاهش وزن در بیماریهای انگلی مزمن باشد تحریک ماکروفاژهاست. بطوریکه ماکروفاژها با تولید پپتیدی خاص حالت واسطه در کاتابولیم لیپید و پروتئین ایفا می کند.

3-1-کاهش توانایی هضم                                                                                                                                              به علت حضور و عمکرد انگل در روده طبیعی است که توانایی هضمی غذا در دستگاه گوارش کاهش یابد ولیکن اکثر اطلاعات در این زمینه دو پهلو بوده از دلایل این وضعیت که سبب نتایج متفاوتی می گردد می توان به راه آلودگی طبیعی در برابر مصنوعی، تنوع نوزاد،فاز حاد در مقابل فاز مزمن آلودگی و آلودگی خالص در برابر آلودگی مختلط اشاره کرد.عدهای از محققان اذعان می دارند که نماتودیازیس دستگاه گوارش سبب کاهش توانایی هضمی مواد غدایی می گردد. ورکو و اسپرینگل در گزارشی بیان می کنند که عفونت های کرمی دستگاه گوارش که به صورت تحت درمانگاهی بروز می نماید منجر به کاهش توانایی هضم در ماده خشک غذا می گردد.رس و همکاران در عفونت با تریکوسترونژیلوس اکسه ای در شیردان گوساله ها شاهد توقف هضم غذایی و کاهش توانایی هضم فیبر خام، چربی، پروتئین و کربوهیدرات در طی مرحله حاد آلودگی بودند. راندل و گیبس تضعیف قابل توجهی در اخذ انرژی و جذب نیتروژن در طول فاز آلودگی با استرتاژیاوکوپریا را گزارش می کنند. بر خلاف آن پارکنیس و همکاران در طی بررسی اثرات استرتاژیا در حیوانات یکساله که به طور طبیعی در تابستان گذشته و در مرتع آلوده شده بودند نتوانستند اختلاف چشمگیری را در توانایی هضمی غذا ارائه دهند. ولیکن نشان دادند که آلودگیهای شدید توانایی هضم پروتئین کاهش می یابد. در حیوانات آلوده به انگل کاهش غلظت آلبومین وجود دارد.

2-آلودگی با ترماتودها در گوسفند و گاو و اثر آن روی تولید

اگرچه بیش از 60 گونه ترماتود در طبیعت وجود دارد ولی تعدادی از آنها مورد توضیح و تفسیر در کتب معتبر قرار گرفته اند.6 نوع از آنها دارای اهمیت چشمگیری از نظر اقتصادی در بیشتر مناطق دنیا هستند، از طرفی عفونت های ترماتودی نشخوار کنندگان در همه جا گسترده بوده و از یک انتشار جهانی برخودار است و می توان بیان کرد که اهمیت ترماتودها روی تولیدات حیوانات اهلی بسیار وسیعتر از آن چیزی است که به نظر می آید. بیشتر تحقیقات در این زمینه در گشورهای پیشرفته انجام گرفته چرا که مشکلات از قبیل بدست آوردن مراحل عفونی در آلودگی تجربی، مشکلات مربوط به همه گیری شناسی و حضور آلودگیهای مخلوط با انواع گونه ها سبب چنین وضعیتی شده است. در این بحث به اثرات ترماتودها روی تولیدات دامی اشاره می شود.

 

1-2-مرگ و میر و حذف اندام

ضرر مستقیم در این بخش مربوط به مرگ و میر و حدف لاشه و احشاء حیوانات است. ولیکن ضررهای غیر مستقیم گاها اهمیت بیشتری پیدا می کند. در سال 1958 تخمین زده شد که حدود50.000 راس میش در نواحی انگلستان در اثر فاسیولیازیس تلف شدند و در سال 1960 در منطقه نیل سفید از سودان 1.000 راس از حیوانات در اثر شیستوزمیازیس تلف شدند. ولیکن امروزه ترماتودها و دیگر انگلهای خارجی می توانند در زمره بیماریهایی که منجر به کاهش تولید می گردند در نظر گرفته شوند. با این همه وجود بیماری درمانگاهی هنوز منجر به تلفات انفرادی حتی در گشور های پیشرفتهمی گردد. در گشورهای پیشرفته شیوع برخی از بیماریهای انگلی در مناطق خاص ممکن است از 95 درصد هم تجاوز نماید و بعضا متوسط تعداد فاسیولا هپاتیکا در هر حیوان که بطور یقین در وضعیت نامناسب تغذیه ای هم قرار دارند ممکن است از 100 عدد هم تجاوز کند. پس در این مناطق انتظار مرگ و میر بالا را باید داشته باشیم.

در آمریکا در سال 1982 حدود1و5 میلیون کبد ناشی از آلودگی با ترماتودها ضبط شد که منجر به ضرری بیش از 7 میلیون دلار گردید.دیکروسلیوم عامل مهمی برابر ضبط کبد در کشور های اورپایی و اسکاندیناوی می باشد. در مورد کشور اطلاعات کمتری وجود دارد تخمینا می توان گفت شیستوزما سبب9-4 درصد تلفات در گوسفند و گاو می گردد ودر بعضی نواحی سودان میزان اشاعه آن تا 60 درصد هم می رسد.

2-2-اثر روی وزن بدن

مطالعات وسیعی به منظور اثرات آلودگی با ترماتودها روی وزن و رشد به صورتهای تجربی و طبیعی انجام گرفته است. اثر اصلی فاسیولاهپاتیکا روی کاهش وزن رنده یا اختلال در رشد است. در گزارشی به طور چشمگیری وزن بدست آمده در گوسفند آلوده با 45 عدد کرم کاهش یافته بود ولیکن بررسی های زیادی بیانگر این مدعا است که با تعداد 350 عدد ترماتود کاهش شدید وزن و مرگ و میر در گوسفندان ایجاد می شود. از نطر آماری رابزه معنی داری بین کاهش وزن کمتر از 30 گرم در هفته و با 500-87 عدد کرم بالغ کاهش وزن 300-130 گرم در هفته همراه است. قبل از اینکه تعداد کرم به 100عدد برسد6-5 ماه باید سپری تا اینکه اثر انگا روی وزن بدن در گوسفندان آلوده توسط صاحب دام تشخیص داده شود. در مورد گاو بررس کمتر انجام گرفته و اثرات متناقصی را در مورد آلودگی با فاسیولا هپاتیکا که از تغذیه خوبی برخوردار بوده اند میزان رشد هم خوب بوده است ولی وقتی تعداد انگل به 440 عدد کرم بالغ می رسد میزان رشد کاهش می یابد که بیشتر در مورد گوساله هایی است که در پاییز به مرتع می روند. با وجودیکه اثر منفی انگل روی رشد و یا اثر مثبت درمان ضد انگلی روی رشد باید بررسی گردد تخمین زده می شود که 150 گرم در هفته در آلودگی با 80-30 عدد ترماتود و 1200-350 گرم در هفته (برای هر حیوان) با حضور 200 عدد ترماتود کاهش وزن وجود دارد.

3-2-رشد و کیفیت پشم

در مورد فاسیولا هپاتیکا مشاهده است که حضور انگل منجر به کاهش کیفیت و رشد پشم می گردد و قابل ذکر است که این مسئله اولا در اثر انگل بالغ ایجاد می شود و ثانیا با تعداد کم مثلا با 30 عدد کرم بالغ فاسیولا هپاتیکا  هم وجود دارد و از طرفی استحکام،طول،قطر و پشم می توان در آلودگی با فاسیولا مورد ارزیابی قرار گیرند.

4-2- ضریب غذایی و باروری

اندازه گیری ترکیبات و اجزای لاشه نشان داد که آلودگی با 87 عدد کرم با کاهش چربی بدن و پروتئین و کاهش زیادی در انرژی همراه است. با تعداد بیشتر مثلا بیش از 500 فلوک از دست دادن وزن سریعتر ورشد پشم کندتر  می گردد. کاهش وزن نسبت به گروه کنترل در آلودگی با شستوزماماتئی نیز نشان داده شده است.

در مورد باروی مشخص شده است که فاسیولا هپاتیکا و فاسیولوئیدس ماگنا سبب کاهش میزان آبستنی گاو و افزایش سن بلوغ می گردند. مطالعه ای در مورد میش هایی که آلودگی بالا دارند موید سقط و مرده زایی مربوط به فاسیولیازیس است آن ناشناخته است همچنین کاهش آبستنی و بره زایی مشاهده شده است. دلایل این اثرات و چگونگی آن ناشناخته است ولیکن توسط برخی از محققین فرضیه استرسهای تغذیه ایی پیشنهاد شده است.اختلال در ثبات آبستنی و نشان دادن سیکل فحلی و اختلال تکرار و طول سیکل فحلی ممکن است ناشی از موارد زیر باشد:

1-کاهش استروئیدها در رسیدن به اندامهای هدف و یا اختلال در الگوی آزاد سازی گنادوتروفین ها.

2-آزاد شدن پروستاگلاندین ها که در پاسخ به واکنشهای آماسی به دلیل ضایعه بافتی حاصل می شوند منجر به از بین رفتن جسم زرود می گردد.

3-افزایش دفعات شیرواری در یک وضعیت نامطلوب تغدیه ایی سبب طولانی شدن سیکل می شود.

5-2-علل کاهش تولید

در طی 20 سال گذشته علارغم تلاشهای انجام گرفته، اینکه چگونه انگل سبب بیماری و اختلال در متابولیسم می شود مورد سئوال بوده و هست. اطلاعات حاصل در این زمینه در درجه اول از بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیک و سپس از طریق تفسیر اثرات درمانگاهی وتغییرات اجزای خون و در نهایت از طریق آزمون های اختصاصی فیزیولوژیک و بیوشیمیایی حاصل می گردد.

بریفلی جزء محققینی است که معتقد است به جزء فاسیولونیدس ماگنا دیگر ترماتودها منجر به پیشرفت هیپوگلوبولینمی و هیپوآلبومینی وابسته به طول وشدت عفونت می شوند. در آلودگی با فاسیولا و شیستوزماکم خونی ایجاد می شود و در مورد پارامفیستوموم در گاو کم خونی متوسط وجود دارد. در آلودگی با فاسیولا، شیستوزوما و دیکروسلیوم افزایش آنزیم هتی کبدی دیده شده است و در یک گزارش در آلودگی مزمن گوسفند به فاسیولاهپاتیکا کاهش سطوح مواد معدنی نشان داده شده است.

 

6-2- کاهش اشتها

در میشهای آبستن، بره های در حال رشد و گوسفندان نر اخته شده آلوده به فاسیولاهپاتیکا میزان اخذ غذا با کاهش محسوسی همراه است و در آلودگی شدید و یا تحت درمانگاهی کاهش اشتها جلب توجه می کند. کاهش اخذ غذا با حضور کرمهای بالغ ایجاد می شود و از طرفی با افزایش مدت آلودگی و بدتر شدن وضعیتهای کیلینکی کاهش پیشرونده اشتها حاصل می گردد. اگر چه کاهش اشتها با تعداد 38 عدد فلوک هم ایجاد می شود ولیکن در بیشتر گزارشات با تعداد بیشتر انگل کاهش اشتها ایجاد شده است.

هارکینز و موریس نشان دادند هر اثری روی اشتهای گوسفند با تعداد117 عدد فاسیولا ایجاد می شود ولیکن در عفونتهایی که بتدریج اشتها تا مرز 15 درصد کاهش می یابد توسط 233-87 عدد انگل تحمیل می گردد در برسی دیگر با تعداد 200 فلوک ولی با برخورداری از یک رژیم غذایی با پروتئین بالا اشتها تغییر محسوسی پیدا نکرد ولیکن با 500 فلوک اشتها کاهش یافته در کل می توان گفت که ارتباط پیچیده ای بین تعداد فلوک بالغ و پیشرفت کاهش اشتها وجود دارد. در گاو حداقل کاهش اشتها با 45 عدد فاسیولاهپاتیکا و از طرفی با 140 عدد فلوک کاهشی برابر با 10-5 درصد در اشتها پدید می آید.



|+| نوشته شده توسط میثم صبوردربندی در شنبه نهم اردیبهشت 1391  |
 
 
بالا